(خاتم النبيين (ص free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
سخنراني شب عاشورا در بيت رهبري
توضيحات ::اين سخنراني در شب عاشورا در محل بيت رهبري با حضور مقام معظم رهبري و برخي مسئولين انجام گرفته است.مدت فايل 41 دقيقه مي باشد و واقعا زيباست سخنان و مباحث جامانده ها و بي بصيرت ها و ... رو خيلي زيبا مربوط مي كنه و روضه ي جالب داره حتما دانلود كنيد..
حجم : ۲۳۰۰ كيلوبايت دانلود مستقيم
![]()
كوفي شناسي از منظر حاج آقا
حجم ۳ مگابايت دانلود مستقيم
بسم الله الرحمن الرحیم
انسان همواره در معرض آسیب و انحراف و لغزش و خطر است . اگر آدم بخواهد که مطمئنا از لغزش و آسیب مصون بماند، باید پیوند خودش را با خدا همواره حفظ و به طور مستمر محکم تر کند
خواهران! شما در این جهت برای خانواده تان و همسرانتان نقش اساسی و حیاتی دارید . سعی کنید که خودتان همراه با همسر و فرزند، پسرها و دخترهایتان به مسجد وصل باشید - دور یا نزدیک به خانه، مسجدی که جذاب است، مسجدی که روحانی خوب دارد - به مسجد وصل باشید . به نمازجماعت وصل باشید، به نمازجمعه وصل باشید . اگر همسرتان هم غفلت کرد، بخاطر گرفتاری و کار تنبلی کرد، شما می توانید و باید آنها را راه بیندازید
نمی خواهم استدلال کنم . کافی است شما نگاهی به خانواده هایی بیندازید که اصلا با مسجد و جماعت و جمعه سر و کار ندارند، ببینید بچه هایشان چگونه از آب درمی آیند؟ و نگاه کنید به خانواده هایی که ارتباط دارند با این محورها . چهره نورانی بچه هایشان را نگاه کنید! سلامت روح و جسم اینها را می بینید
اگر همسرتان در اثر گرفتاری و اشتغال نمی رسد، سعی کنید طوری برنامه ریزی کنید که آنها به مسجد و نمازجماعت وصل شوند . خدا می داند مسجد و نمازجماعت با انسان چه می کند؟ چطور مسیر زندگی را عوض می کند!
از پیامبراکرم (ص) نقل شده که فرمود: «اذا انزلت الافات و العاهات عوفی اهل المساجد»
زمانی که آفتها و تباهیها - از فضا و از طریق امواج و ماهواره ها بر جامعه - فرود می بارد، اهل مساجد در عافیت قرار دارند - و تنها اصحاب مسجدند که از تهاجم فرهنگی در امان هستند
امام خمینی ره
...وقتی از مجلس بیرون آمدم، شخصی با من همراه شد كه قاضی عسگر شهر بیرجند بود در اثنای راه یكباره متوجه شدم كه عده ای از جوانان شهر به همراه من می آیند. وقتی كه قاضی از من جدا شد این جوانها گفتند كه این شخص جاسوس و پلیس است چون با شما همراه بود نگران شدیم كه مبادا برای شما مسأله ای پیش بیاید. فردای آن روز روز هشتم محرم بود در مجلس دیگری منبر رفتم. مجلس مهمی بود. در این مجلس بار دیگر درباره مسائل كشور و حادثه فیضیه مفصل صحبت كردم آنجا هم غوغایی شد و مردم به شدت تحت تأثیر قرار گرفتند- شب تاسوعا در حسینیه ای به نام «راغبی» كه نوچه های «علم» (وزیر دربار) نیز در آن حضور داشتند منبر رفتم- حضار این حسینیه 80 درصد از كسانی بودند كه وقتی می نشستند باید پایشان را دراز می كردند تا اتوی شلوارشان نشكند- شهر بیرجند شهر اعیان و اشرافی است- فقیرترین مردم منطقه ما نیز در شهر بیرجند- منطقه خراسان شاید از منطقه بیرجند فقیرتر نداشته باشد. و شاید اشرافی ترین شهرها هم در منطقه بعد از مشهد، بیرجند باشد- در منبری كه در این حسینیه رفتم بار دیگر درباره فیضیه مفصل صحبت كردم. البته حاضرین به همان علت كه گفتم خیلی تحت تأثیر قرار نمی گرفتند لیكن از صحبت های من مانند آدم برق گرفته بهت زده شده بودند و با تعجب گوش می دادند- پس از پایان منبر طبق روال همه شب به مدرسه رفتم چون در مدرسه ساكن بودم و در یكی از حجره های آن مدرسه با چند نفر از طلاب زندگی می كردم. صبح پس از نماز مشغول تعقیب بودم كه دیدم یك نفر وارد اتاق شد- چون مدرسه در و پیكر و قفل و بستی نداشت و افراد متفرقه راحت وارد می شدند- و خطاب به من گفت: بفرمایید شهربانی. گفتم: شما مأمورید كه حكم را به من ابلاغ كنید یا مرا جلب كنید؟ گفت: مأمور جلب شما هستم- من بی درنگ دو ركعت نماز استخاره خواندم و صد مرتبه «استخیر الله برحمه خیره فی ما فیه» را در راه كه با مأمور می رفتم، گفتم: چون در روایت است كه با نماز استخاره آنچه خیر و صلاح است بر قلب و زبان انسان جاری می شود- این نماز خیلی مجرب است و من آن زمان ها هر وقت مشكل مهمی داشتم، این نماز را بجا می آوردم- وقتی كه با آن مأمور را ه افتادم آنهایی كه در آن اتاق با من بودند خیلی متأثر و منقلب شدند لیكن من ابداً نترسیدم- با اینكه بار اولی بود كه دستگیر می شدم، اصلاً برای من ترس و وحشتی در كار نبود- با ورود به شهربانی مرا به اتاق رئیس- راهنمایی كردند.سلام بر عاشورا!
![]()
دوباره فرا رسيد ،روز عشق بازي حسين....
دوباره بلند شد صداي هل من ناصراً ينصرني حسين !
که آيا اين فرياد را بايد تنها در آن روزفرياد رسي باشد ؟!
پس بعد از اين همه ســـال اين همه شور براي چيست؟ آيا تا به حال انديشه کرده ايم؟!
آيا حسين(ع) ،امروز بيش از آن روز به يار و ياورنياز ندارد؟!
حال که ديگر کمترنشاني از اسلام ناب محمدي است؟!
چرا پيامبر فرمود حسين مني و انا من حسين؟! حسين از من است و من ز حسينم!
آيا تا به حال انديشه کرده ايم که چرا پيامبر فرمود من از حسينم!
جز آنکه بگويد که دين من تنها با حسين و با حماسه او هميشه زنده خواهد ماند
اما ما....
به قولي ما تنها يک چهره از اين واقعه را ديده ايم و آن عزا و سوگواري محرم و عاشوراست تا به حال انديشه کرده ايم که تا چه اندازه اين شور ما همراه با شعور بوده؟!!! واي که اگر عده اي بخواهند حسين را از منه مسلمان و پيرو حسين بشناسند!!!همه اش شده توجه به بُعد عاطفيِ اين واقعه که البته بد هم نيست .مردم عشق و ارادت خود را اينچنين نشان ميدهند آنچنان که اگر حتي بشنوند که پرچم حرم حضرت در چند قدمي آنهاست سر از پا نميشناسند! اين را به عينه ديدم تنها به گوششان رسيد که پرچم حرم حضرت عباس(ع) که جانم به فدايش به شهرشان آمده
دلي نبود که نلرزد و چشمي نبود که گريان نشود تنها براي تکه اي پارچه اما چه پارچه اي.......
اما حرف من اين است حيف است که اماممان را،پيشوايمان را و حتي عشقمان را!آنطور که شايسته اوست نشناسيم! بهتر است کمي انديشه کنيم!
هرچند که عده اي از خدا بي خبر نشناختند حسين راو بر او جفا کردند که اگر ما هم نشناسيم آنطور که شايسته اوست؛ نيستيم کم از...........
آن شب ضميران دور از نور که به حســــين ،به فرزند پيامبرشان آب ندادند .رودررويش ايستادند و با تيغ به استقبالش رفتند
با تيغ پيکر مردانه علي اکبرش را پاره پاره کردند در عين بي کسي رهايش نمودند ،دست از ياريش شستند ،پاي از رکابش گرداندند
با تير گلوي کوچک و نحيف و عطش زده علي اصغرش را نشانه رفتنداز يادش بردند ،بي خيالش گشتند،تن نيمه جان قاسمش را پايمال کردند
به گفتار صادقانه اش گوش نداند،حرفهاي بي ريايش را با دل نشنيدند
پشتش را شکستند آنگاه که دستان علمدار آب آورش را از تن جدا کردند!
تيغ بر فرق پدرش زدند ،پهلوي مادرش را شکستند
زهر در کام برادرش ريختند، سرش را بر سر تيزه کردند
خواهرانش را، کودکانش را ،کسان بي کسش را به اسارت در آوردند
اما او...
براي هميشه ماند چون او آمده بود که بماند
و اگر چه رفت با تن بي سراين رفتن ماندني جاودانه بود
رفتن او حماسه اي بود براي جاودانه ماندن عشق
حماسه او براي دين بود نه دنيا، براي ارزش بود نه ننگ ،براي خدا بود نه خود!
حماسه او از جنس هجوم نبود حماسه او دفاع از حريم و حرمت عشق بود
حرمتي که نامحرمان آن را شکستند
حماسه او شکستن سکوت صبر بود آن هنگام که دين دنيا شده بود و دنيا دين!
حماسه او پشت پا زدن بر تمام رنگها بود جز رنگ يکرنگي
حماسه او از ياد زدودن تمامي حرفها بود جز حرف تحريف نشده خدا!
آري
حسين با حماسه اش تضمين کرد جاودانه ماندن عشق را
و تا عشق هست
حسين نيز خواهد بود...
اللهم ارزقنا زياره الحسين في دنيا و الاخره
الا بذکر الله تطمئن القلوب
«رامشاندرن» در تحقیقی که در مورد وضعیت بدن انسان هنگام نمازخواندن، با مجموعهای از پژوهشگران آمریکایی انجام داد، به فعالیت بیشتر مغز انسان و آرامش روحی هنگام نماز آگاه شد.
در این تحقیق علمی، مشخص شدن این وضعیت پس از 50 ثانیه از آغاز نماز آشکار میشود.
در این تحقیق آمده است: میانگین ضربان قلب و احتمال لخته شدن خون به صورت مشترک در حین نماز بین20 الی 30 درصد کاهش مییابد و همچنین پوست بدن مقاومت بیشتری پیدا میکند.
همچنین در عکسهایی که از مغز در هنگام نماز گرفته شده است، فعالیت مغز نمازگزار به صورت قابل توجهی در مقایسه با حالتهای عادی افزایش پیدا میکند و نورونهای عصبی به صورت نورانی در اشعههای دریافتی از مغز به نمایش در میآید.
روزنامه "واشنگتنپست" در این رابطه نوشت: این تحقیقات علمی اسرار نهان مغز انسان را روشن میکند. روزنامه "ساینس" نیز در شماره گذشته خود با تقدیر از اینگونه تحقیقات بر رابطه قطعی دین و علم تاکید کرد.

هارو الرشید، پنجمین خلیفه عباسى ، روزى شنید كه یكى از كارمندانش كنیزى زیبا و با كمال در اختیار دارد؛ او را احضار كرده و درخواست خرید كنیزك را نمود. آن مرد از نهایت علاقه ایكه به كنیز داشت چیزى نگفت و غمگین و محزون به خانه برگشت.
كنیزِ باهوش ، همینكه از ناراحتى مولاى خویش آگاه گشت ، از او علت را جویا شد؛ “مرد گفت :مى دانى من چقدر به تو علاقه مندم ، براى اینكه علاوه بر كمالات ظاهرى و باطنى حافظ و قارى قرآن هستى ؛ ولى امروز خلیفه امر نموده ترا به دربار بفرستم .” كنیز با لحنى مهرآمیز به مولایش گفت : “ناراحت نشو من بحول و قوه الهى با او سخن مى گویم و او ناچار مرا بتو باز مى گرداند.”
كنیز به دربار رفت . موقعى كه چشم خلیفه به جمال او افتاد، مجذوب او گشته و بى اختیار پرسید: “عجب جمال زیبائى دارى ؟!”
كنیز: (یَزیدُ فى الْخَلْقِ ما یَشاءُ اِنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شىٍ قَدیر.)(1):(خداوند هر چه بخواهد، در زیبائیهاى آفرینش مى افزاید و او بر هر چیزى تواناست .)
خلیفه از گفتار لطیف و رفتار ظریف او تعجب نموده و گفت : “از آیات قرآن جواب مى دهى ؟”
كنیز: (هذا مِنْ فَضْلِ رَبّى .)(2):(این توانائى ، از فضل خداى من است .)
خلیفه : “شنیده ام صوت زیبا و قرائت شیوائى دارى ، قدرى براى من قرآن بخوان .” كنیز با لحن حجازى و با صوتى دلربا، شروع به تلاوت قرآن كرد: (بسم الله الرحمن الرحیم اِنَّ هذا اَخى لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةٌ وَلِىَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ اَكْفِلْنیها وَ عَزَّنى فىِ الْخِطابْ.)(3): (این برادر من است او نود و نه میش دارد و من یكى بیش ندارم ، امّا او اصرار مى كند كه : این یكى را هم به من واگذار و در سخن گفتن بر من غلبه كرده است .)
با خواندن این آیه ، به خلیفه فهماند كه تو با اینهمه كنیزان ماهرو، در حرمسرا سیر نمى شوى و چشم طمع ، به كنیزى كه در خانه یكى از كارمندان توست دوخته اى .
آنچنان این آیه اثر عمیق در دل سخت هارون گذاشت كه بى اختیار اشكهایش فرو ریخت و به او گفت : “اى كنیز! معلوم مى شود كه مولاى خود را بى اندازه دوست دارى ؟”
كنیز گفت : (وَ اَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ.)(4): (خداوند دلهاى آنها را به هم نزدیك كرده و اُلْفت داد.)
هارون كه در مقابل جوابهاى منطقى و قرآنى كنیز، كاملاً خود را باخته بود از خواسته شیطانى خویش منصرف شده و با این آیه به او پاسخ داد: (وَ لا تَخافى وَ لا تَحْزَنى اِنّا رادُّوهُ اِلَیْكِ.)(5):(نترس و غمگین مباش كه ما او را به تو باز مى گردانیم .)
سپس دستور داد خلعتى به كنیز بدهند و او را نزد مولایش برگردانند.(6)
1- فاطر / 1.
2- نمل / 40.
3- ص / 23.
4- انفال / 63.
5- قصص / 7.
6- دانستنیهاى تاریخى ، 73.
منبع:
جلوه هائى از نور قرآن در قصه ها و مناظره ها و نكته ها، عبدالكریم پاك نیا
امام مهدي و پيامبران
انبيا و اولياي الهي در طول حيات بشري براي هدايت انسانها آمدهاند و در اين راه نيز سختيهاي بيشماري را تحمل كردهاند. حضرت مهدي تنها بازمانده از انبيا و اوليا: است و هرآنچه آن بزرگواران از علم و قدرت و معجزه دارا بودهاند و هرآنچه در اختيار آنان بوده، همگي در حال حاضر در اختيار آن حضرت ميباشد. تمام صفات انبيا و مكارم ائمه: در وجود امام مهدي جمع است و از آن حضرت بروز ميكند. براين اساس، شباهتهايي بين آن حضرت و پيامبران و اولياي الهي وجود دارد كه در كتابهاي معتبر حديث از آن ياد شده است.
شباهت به حضرت آدم
خداوند آدم را خليفه خود درتمام زمين قرار داد و او را وارث آن ساخت؛ حضرت مهدي را نيز وارث زمين خواهد ساخت و خليفه خود در زمين خواهد نمود. آدم زمين را با عبادت خدا زنده كرد پس از آن كه با كفر و طغيان جنيان مرده بود؛ حضرت مهدي نيز زمين را با دين خدا و عبادت و عدالت و برپايي حدود الهي زنده خواهد كرد، در حالي كه با كفر و معصيت اهل زمين مرده است.
شباهت به هابيل و شيث
نزديكترين و خويشاوندترين افراد يعني قابيل، هابيل را كُشت؛ در مورد حضرت مهدي نيز عمويش جعفر كذاب كه نزديكترين افراد از نظر خويشاوندي به امام بود، قصد كشتن ايشان را نمود. حضرت شيث اجازه نيافت علم خويش را آشكار كند، زيرا ميترسيد همانند برادرش هابيل به قتل برسد؛ حضرت مهدي نيز تا روز معين كه خداوند از آن آگاه است، اجازه ندارد علم خويش را آشكار سازد؛ چنان كه در روايت آمده است: حضرت به هنگام ولادت عطسهاي زد و فرمود: ستمگران پنداشتهاند حجت الهي باطل و نابود است، حال آنكه اگر در سخن گفتن به ما اجازه داده شود، شك از بين ميرود.
شباهت به حضرت نوح
حضرت نوح شيخ الانبيا نام دارد كه بنابر روايات دو هزار و پانصد سال عمر نمود؛ حضرت مهدي نيز شيخ الاوصي است و تا كنون در قيد حيات ميباشد. خداوند فرج نوح و اصحابش را آن قدر به تأخير انداخت تا بيشتر معتقدان به حضرت از او برگشتند و آنان كه ايمان حقيقي داشتند بر عقيده خود پابرجا ماندند؛ ظهور و خروج حضرت مهدي نيز به قدري به تأخير ميافتد كه بيشتر معتقدان به حضرت بر ميگردند تا آنان كه عقيدهاي راسخ و حقيقي دارند باقي بمانند. نداهاي حضرت نوح به شرق و غرب عالم ميرسيد و اين يكي از معجزات آن حضرت بود؛ حضرت مهدي نيز هنگام ظهور، ميان ركن و مقام ميايستد و فريادي بر ميآورد و يارانش را فرا ميخواند و ندايش به شرق و غرب عالم ميرسد.
شباهت به حضرت ادريس
ادريس كه جدّ پدر نوح است، به آسمان چهارم بالا رفت در حالي كه زنده بود؛ حضرت مهدي نيز براي لحظاتي هنگام تولد به جايگاه والايي در آسمان برده شد. هنگامي كه دشمنان ميخواستند حضرت ادريس را بكشند، وي از قومش غايب شد و طول غيبتش به حدي بود كه پيروانش در سختي و شدت و فشار قرار گرفتند؛ حضرت مهدي نيز هنگامي كه دشمنان ميخواستند او را به شهادت برسانند، غايب شد و در طول غيبتش كه بسيار هم طولاني است، شيعيان و پيروانش به منتهاي سختي و فشار و مشقّت ميرسند.
شباهت به هود و صالح
خداوند كافران را به وسيله حضرت هود و باد عقيمي كه بر آنها فرستاد، نابود كرد؛ در زمان ظهور حضرت مهدي نيز جمعي از كافران به وسيله حضرت و باد سياهي كه خواهد وزيد نابود خواهند شد. حضرت صالح از قوم خود غايب شد و وقتي بازگشت، عدهي بسياري آن حضرت را انكار كردند، حضرت مهدي را نيز انكار خواهند كرد، با آن كه حضرت مهدي در سن پيري و پس از عمري طولاني ظهور ميكند، اما به صورت جواني كمتر از چهل سال ديده ميشود و مردم نيز در آن زمان سه دسته خواهند بود: اهل يقين، اهل شك و انكار كنندگان. اهل انكار را دعوت ميكند، او را انكار ميكنند؛ پس آنها را ميكشد. اهل يقين و شك هم از او علامتهايي ميخواهند كه ارايه ميدهد و آنان با حضرت بيعت ميكنند.
شباهت به ابراهيم
هنگامي كه حضرت ابراهيم در آتش افكنده شد، جبرئيل برايش لباسي از بهشت آورد؛ حضرت مهدي هنگامي كه قيام ميكند، همين لباس را بر تن دارد.
.
.
.
شباهت به پيامبر اعظم
در مورد شباهت حضرت مهدي به پيامبر گرامي اسلام و آخرين فرستاده خداوند، حضرت محمد روايات بسياري وارد شده است. با توجه به اينكه حضرت مهدي از نوادگان پيامبر است، طبيعي است كه شباهتهاي بسياري ميان اين دو وجود مقدس وجود داشته باشد. بعضي از اين ويژگيها را بر ميشماريم: از حيث اندام و گفتار، از حيث جهت اجراي برنامهاي كه در پيش ميگيرد كه همان برنامه رسول خد ميباشد و بنيادهاي پيشين را منهدم و ويران ميسازد. و ... شايد بتوان گفت جامع سخن در اين زمينه، همان حديث رسول خد است كه فرمود: مهدي از فرزندان من است. اسم او اسم من و كنيهاش كنيه من و از نظر خَلق و خُلق، شبيهترين مردم به من است.
کل مطلب در ادامه مطلب
لینک مطلب را از طریق شکلک زیر به دوستان مسنجری ارسال کنید
آداب دعا کردن
1- بسمالله گفتن؛ پیامبرخدا (صلیالله علیه واله وسلم): هر دعایی که با «بسمالله الرحمنالرحیم» آغاز گردد رد نمیشود.
2- تمجید خداوند؛ پیامبر خدا (صلیالله علیه واله وسلم): هر دعایی که با تمجید (خدا) آغاز نشود بینتیجه میماند.
3- صلوات فرستادن بر محمد و خاندانش؛ امام صادق علیهالسلام: دعا پیوسته در حجاب است. تا آنگاه بر محمد و خاندان محمد صلوات فرستاده شود .
4- شفیع قرار دادن صالحان؛ امام کاظم (علیهالسلام): هر گاه خواستی از خداوند حاجتی طلب کنی، بگو خدایا! به حق محمد و علی از تو کمک میخواهم؛ زیرا که آن دو نزد تو ارزشمند هستند.
5- اعتراف به گناه؛ امام صادق علیهالسلام: (در دعا) ابتدا باید خدا را ستود، سپس به گناه خود اعتراف نمود و آن گاه حاجت را خواست.
6- درخواست با عجز؛ امام حسین علیهالسلام: رسول خدا (صلیالله علیه واله وسلم) در هنگام درخواست و دعا مانند بینوایی که غذا میطلبد دستانش را بالا میبرد.
7- پافشاری؛ امام باقر علیهالسلام : به خدا سوگند هیچ بندهی مومنی در حاجت خود به درگاه خداوند عزّ و جل اقرار نورزد، مگر آنکه حاجتش را برآورد.
8- زیاد شمردن خواسته، پیامبر خدا (صلیالله علیه واله وسلم): از خداوند بخواهید؛ و زیاد بخواهید، زیرا هیچ چیز برای او زیاد و بزرگ نیست.
9- بلند همتی در خواهش؛ امام علی (علیهالسلام)، در وصیت خود به فرزندش حسن (علیهالسلام): باید برای خود آن چیزی را (از خدا) بخواهی که جمال و نیکی آن برایت بماند و آزارش از تو دور ماند مال و ثروت برای تو نمیماند و تو نیز برای آن نخواهی ماند.
10- دعا کردن برای همه؛ پیامبر خدا (صلیالله علیه واله وسلم) هر گاه شخصی دعا میکند، برای همه دعا کند، زیرا این دعا زودتر قبول میشود.
11- دعای پنهانی؛ پیامبر خدا (صلیالله علیه واله وسلم): یک دعایی پنهانی برابر است با هفتاد دعای آشکار.
12- دعای گروهی؛ امام صادق علیهالسلام هر گاه چهار نفر گرد هم جمع شوند و برای مطلبی به درگاه خدا دعا کنند دعای آنها حتماً اجابت میشود.
13- خوشبین بودن به اجابت دعا؛ امام صادق (علیهالسلام): چون دعا کنی خیال کن که حاجت برآورده شده.
14- انتخاب زمان مناسب؛ پیامبر (صلیالله علیهو اله وسلم): بهترین زمان برای این که خداوند عزّ و جل را بخوانید سحرگاهان است.
با سلام خدمت شما
در این پست با کار فارسی جدیدسامی یوسف بصورت
تصویری و با کیفیت عالی و سازگار با موبایل
بروز هستم و می توانید انرا با لینک مستقیم و
حجم 5.7 مگابایت دانلود کنید